دریای نور

37-دعای شکر گذاری
نویسنده : t.rohisar - ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
 

خدایا کسى در طى مراحل شکر تو بسر منزلى نمى‏رسد، مگر آنکه باز چندان از احسانت بر او فراهم مى‏آید، که او را به شکرى دیگر ملزم مى‏سازد. و هر چند کوشش کند به درجه‏اى از طاعت دست نمى‏یابد مگر آنکه در برابر استحقاق تو به علت فضلت مقصر مى‏ماند. پس شاکرترین بندگانت از شکر تو عاجز است، ....


و عابدترین ایشان از طاعتت مقصر است. هیچکس مستوجب آن نیست که به علت استحقاقش او را بیامرزى، یا به سبب سزاواریش از او خشنود باشى. پس هر که را بیامرزى از انعام و احسان تو است، و از هر که خشنود شوى از تفضل تو است. عمل کمى را که بپذیرى جزاى فراوان مى‏بخشى، و طاعت اندک را مزد مى‏دهى، تا آنجا که گوئى شکر بندگانت که مزدشان را در برابر آن واجب کرده‏اى و جزاى ایشان را عظیم ساخته‏اى امرى است که امتناع از آن تحت قدرت ایشان بوده، نه بدست تو، و از این سبب ایشان را پاداش داده‏اى. یا گوئى سبب آن بدست تو نبوده و به این جهت به ایشان اجر بخشیده‏اى! نه چنین است بلکه تو اى معبود من مالک امر ایشان بوده‏اى، پیش از آنکه ایشان مالک عبادت تو شوند، و مزدشان را آماده کرده‏اى پیش از آنکه به طاعتت در آیند. و این از آن جهت است که آئین تو انعام و عادتت احسان، و طریقتت عفو است، از این جهت همه آفریدگان معترفند که تو در باره هر که عقوبتش کنى ستم نکرده‏اى، و گواهند که هر که را ببخشى در باره‏اش تفضل فرموده‏اى. و همه در باره خویش به تقصیر از آنچه سزاوار آنى معترفند. و از این جهت اگر شیطان ایشان را از طاعتت نفریبد، هیچ نافرمانى ترا عصیان نکند. و اگر شیطان باطل را در نظرشان به صورت حق مصور نسازد، هیچ گمراهى از راه تو منحرف نگردد. پس منزهى تو، چه روشن و آشکار است کرم تو در معامله کسى که ترا اطاعت کرده یا عصیان نموده باشد! مطیع را در برابر آنچه خود برایش فراهم ساخته‏اى پاداش مى‏بخشى! و معصیت‏کار را در آنچه شتاب در بازخواستش بدست تو است مهلت مى‏دهى! به هر یک از آن دو چیزى عطا کرده‏اى، که مستوجب آن نبوده، و بر هر یک از ایشان تفضلى فرموده‏اى که عملش از آن قاصر است. و اگر مطیع را بر مجرد عملش با آنکه تو خود او را بر آن گماشته‏اى پاداش مى‏دادى، بیم آن بود که ثواب ترا از کف بدهد، و نعمت از او زایل گردد. ولى تو به کرم خود، او را در برابر مدت کوتاه فانى به مدتى طولانى و جاودانى، و در مقابل عمل زودگذر به ثواب مستمر پاداش داده‏اى. آنگاه در برابر رزقى که از خوان نعمت تو خورده تا بوسیله آن بر طاعت نیرو گرفته از او مطالبه عوض و بها نکرده‏اى و در رسیدگى به حساب آلات و ابزارى که استعمال آنها را وسیله رسیدن به آمرزش تو قرار داده با او سختگیرى ننموده‏اى. و اگر با او چنین رفتار کرده بودى یکسره حاصل دسترنجش و نتیجه کوششش در برابر کوچکترین نعمتها و عطایاى تو از دست مى‏رفت، و خود در پیشگاه تو براى سایر نعمتهایت در گرو مى‏ماند. پس در این صورت کى و کجا چیزى از ثواب ترا استحقاق مى‏داشت؟! نه! (استحقاق نمى‏داشت) که استحقاق مى‏داشت این: اى معبود من حال کسى است که ترا اطاعت کرده باشد. و سرنوشت کسى است که در عبادت تو کوشیده باشد، اما آن کس که فرمان ترا عصیان کرده و نهى ترا مرتکب شده پس تو در انتقامش شتاب نکرده‏اى، تا مگر حال بازگشت به طاعت ترا بر حال نافرمانى تو برگزیند. حقا که او در اولین لحظه‏اى که بر نافرمانى تو همت گماشته، هر عقوبتى را که براى همه آفریدگانت مهیا کرده‏اى مستوجب شده. پس هر عذابى را که از او به تأخیر افکنده‏اى و هر سطوت و انتقام و عقابى را که از او بازپس داشته‏اى ترک قسمتى از حق تو، و رضادادن به کمتر از استحقاق تو است. پس با وجود انى کیست کریمتر از تو؟ اى معبود من و کیست بدبخت‏تر از کسى که در راه مخالفت تو هلاک شود؟ هیچ کس بدبخت‏تر از چنین کسى نیست! زیرا تو بزرگتر از آنى که جز به احسان ترا توصیف کنند و منزه‏تر از آنى که جز از جهت عدل از تو بترسند. بیم آن نیست که تو در باره عاصیت ستم کنى، و مزد کسى را که ترا خشنود کرده فرو گذارى. پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و آرزویم را بر آور، و هدایتت را چندان بر من بیفزاى که بوسیله آن به توفیق در کار خود دست یابم زیرا که تو منعمى، کریمى


 
comment نظرات ()