47- دعاى آن حضرت در روز عرفه

علم چیزى از تو پنهان نمىباشد، بلکه بر هر چیز احاطه دارى، و نسبت به هر چیز نگهبانى، تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که یکتاى بى همتایى، و فرد بى مانندى، تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که بزرگوار و بخشنده، و بزرگ در نهایت بزرگى، و کبیر و متکبرى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، بلند مرتبه و بلند پایه، و شدید الانتقامى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که بخشنده و مهربان و دانا و حکیمى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که شنوا و بینا و قدیم و خبیرى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که کریمى و از همه کریمترى، و همیشگى و جاویدى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که پیش از هر کس و هر چیزى، و بعد از هر شمار و هر چیزى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که در نهایت بلندى خود نزدیک، و در نزدیکى خود بلندى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، که صاحب بها و مجد، و کبریا و ستایشى، و تویى خدایى که جز تو خدایى نیست، خدایى که همه چیز را بدون اصل پدید آوردى، و صورت هر چیز را بدون نمونه صورت دادى، و آفریده‏ها را منهاى اقتباس ساختى، تویى که هر چیز را دقیقاً اندازه گیرى کردى، و هر چیز را براى انجام تکلیفش روبراه نمودى، و ماسواى خود را سر و سامان دادى، تویى که در ایجاد موجودات شریکى به کمکت برنخاست، و در فرمانروائیت وزیرى تو را یارى نداد، و برایت شاهد (بر آفرینش) و نظیرى نبود، تویى که اراده فرمودى پس اراده‏ات حتمى شد، و قضاوت کردى و قضاوتت بر اساس عدل بود، و حکم فرمودى پس حکمت بر مبناى انصاف بود، تویى که مکانى تو را فرا نمىگیرد، و سلطه‏اى در برابر سلطه‏ات بر پا نخاسته، و برهان و بیانى حضرتت را عاجز ننموده، تویى که هر چیز را شمار آوردى، و براى هر چیز مدتى قرار دادى، و هر چیز را اندازه گرفتى، تویى که پرنده‏هاى اوهام به کنه ذاتت نرسیدند، و فهمها از درک کیفیتت ناتوان شدند، و چشمها موضعت را درنیافتند، تویى که برایت حدّى نیست تا محدود گردى، و حضرتت را مانندى نیست تا به مثل و مانند ادراک شوى، و فرزندى نیاوردى تا خود نیز زائیده شده باشى، تویى که برایت همتایى نیست تا با تو به معارضه برخیزد، و همانندى ندارى تا با تو پهلو زند، و نظیرى برایت نیست تا با تو عرض وجود کند، تویى که آغاز کردى و اختراع نمودى، و پدید آوردى و بدون نمونه آفریدى، و هر چه را ساختى نیکو ساختى، پاک و منزهى، چه بزرگ است شأنت! و چه بلند است در میان جایگاهها جایگاهت! و چه آشکار کننده حق است فرقانت! پاکى تو اى صاحب لطفى که چه بسیار است لطفت! و رئوفى که چه فزون است رأفتت! و حکیمى که چه بسیار است شناسائیت! پاکى تو اى پادشاهى که چه شکوهمند است پادشاهیت! و بخشنده‏اى که چه پهناور است سفره کرمت! و والایى که چه والاست قدر و مرتبه‏ات، تو صاحب بهاء و مجد و کبریایى و حمدى. پاکى تو، دست قدرتت را به خوبیها گشوده‏اى، و هدایت از جانب تو شناخته شده، پس هر کس تو را براى دین یا دنیا بخواهد تو را مىیابد. پاک و منزهى، هر که در عرصه علم تو قرار گرفته در پیشگاهت خاضع، و هرچه در زیر عرش توست در مقابل بزرگیت خاشع، و همه مخلوقاتت در پیشگاه تو ریسمان تسلیم به گردن انداخته است. پاکى تو که با حواس برون و درون درک نشوى، و قابل لمس نمىباشى، و احدى را قدرت حیله گرى و کنار زدن، و کشمکش و دعوا و غلبه و جدال و فریب و مکر با تو نیست.

 

پاکى تو که راهت هموار، و برنامه‏ات صواب، و تو زنده و مرجع حاجتهایى. پاکى تو، گفتارت حکمت، و فرمانت حتمى، و اراده‏ات جزمى است. پاکى تو، خواسته‏ات را رد کننده‏اى نیست، و کلماتت را تغییر دهنده‏اى نمىباشد. پاکى تو، اى دارنده آیات روشن، اى پدید آورنده آسمانها، اى آفریننده جانها، سپاس تو را سپاسى که به دوامت دائم ماند، و تو را سپاس سپاسى که به نعمتت همیشه بپاید، و تو را سپاس سپاسى که با احسانت برابرى کند، و تو را سپاس سپاسى که بر خشنودیت بیفزاید، و سپاس تو را سپاسى که با سپاس هر سپاسگزارى توأم باشد، و شکرى که شکر هر شاکرى از آن کوتاه آید، سپاسى که سزاوار غیر تو نباشد، و وسیله تقرب به غیر حضرتت نشود، سپاسى که موجب دوام سپاس اول، و به دنبال داشتن دوام سپاس پایانى شود، سپاسى که بر گردش زمانها چند برابر گردد، و به افزایشهاى پى در پى فزونى یابد، سپاسى که فرشتگان

 

حافظ اعمال از شمردنش عاجز شوند، حمدى که از شماره اعمال بندگان که ملائکه در کتاب تو مىنویسند افزون باشد، سپاسى که با عرش برینت هموزن باشد، و با کرسى بلندت معادل نشان دهد، سپاسى که پاداشش از جانب تو کامل گردد، و مزدش همه مزدها را فرا گیرد، سپاسى که ظاهرش با باطنش، و درونش با صدق نیت وفق دهد، سپاسى که هیچ آفریده به مثل آن تو را سپاس ننموده باشد، و جز تو هیچ کس فضل آن را نشناسد، سپاسى که هر کس در فراوان آوردنش زحمت کشد یارى گردد، و هر که در کامل آوردنش نهایت کوشش را به کار برد تأیید شود، سپاسى که هر چه سپاس آفریده‏اى را دارا باشد، و هر چه را پس از این به وجود آورى در برگیرد، سپاسى که هیچ سپاس از آن به کلام تو نزدیکتر، و هیچ کس از آن کس که بر این گونه سپاس گوید سپاس گزارتر نباشد، سپاسى که به کرمت باعث افزونى نعمت و وفور آن گردد، و از باب احسان پس از هر فزونى آن را به فزونى دیگر برسانى، سپاسى که با بزرگوارى ذات تو واجب آمده، و با جلال و عظمت تو برابر باشد. بار خدایا بر محمد و آل محمد که انتخاب شده و برگزیده و گرامى و مقرب درگاه توست بهترین درودهاى خود را بفرست، و او را به کاملترین برکاتت برکت عنایت کن، و پر بهره ترین رحمتت را نصیب او فرما. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، درودى بالنده که هیچ درودى از آن بالنده تر نباشد، و بر او درودى فزاینده فرست که درورى از آن فزاینده تر نباشد، و بر او دوردى پسندیده فرست که دورى برتر از آن نباشد، پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست، درودى که وى را خشنود سازد و بیش از رضایش باشد، و بر او درودى فرست که تو را خشنود سازد و بیش از رضایت از او باشد، و بر او درودى فرست که براى او جز به آن خشنود نشوى، و غیر او کسى را شایسته آن ندانى. پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست، درودى که از رضاى تو فراتر رود، و دوامش به دوام تو متصل گردد، و پایان نپذیرد چنانکه کلمات تو پایان نگیرد. پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست، درودى برابر همه درودهاى فرشتگان و پیمبران و فرستادگان تو و آنان که اهل طاعت تو باشند، و شامل بر درود بندگانت از جنّ و انس و پذیرندگان دعوتت گردد، و درود هر که را از انواع مخلوقات خود که آفریده‏اى و پدید آورده‏اى در برگیرد. خداوندا بر او و آلش درود فرست، درودى که بر هر درود گذشته و تازه‏اى محیط باشد، و که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد، و در کنار آن درودهایى بیافرینى که آن درودهاى گذشته را چند برابر کنى، و با دور روزگار چندان بر آن اضافه کنى که غیر تو از شمارش آن ناتوان باشد. خداوندا درود فرست بر پاکیزه تران از اهل بیت او که ایشان را براى اجراى فرمان خود انتخاب کرده‏اى، و آنان را گنجینه داران علم و حافظان دین و خلفاى خود در زمین، و حجتهاى خویش بر بندگانت قرار داده‏اى، و به اراده خود ایشان را از پلیدى به تمام معنى پاک کرده‏اى، و آنان را وسیله‏اى به سوى خود، و راه بهشت خود نموده‏اى. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، درودى که به سبب آن بخشش و بزرگواریت را در حق ایشان بزرگ گردانى، و هر گونه عطا و احسانت را درباره ایشان کامل کنى، و بهره آنان را از تمام عوائد و فوائد خود سرشار نمایى. الها بر او و بر ایشان درودى فرست که آغازش را مرزى، و مدّتش را پایانى، و آخرش را نهایتى نباشد.

 

خداوندا برایشان درودى فرست همپایه عرش و آنچه زیر عرش است، و به گنجایش آسمانها و آنچه فوق آنهاست، و به شمار زمینهایت و آنچه زیر آنها و میانشان قرار دارد، درودى که آنان را بدان سبب به کمال قرب خود رسانى، و براى تو و ایشان رضا و خشنودى باشد، و براى همیشه به نظائر آن متصل گردد. خداوندا تو در هر زمان دینت را به سبب رهبرى بر حق تأیید کردى و او را نشانه‏اى براى بندگانت، و مشعلى فروزان در شهرهایت بپا داشتى، پس از آنکه ریسمان او را به ریسمان خود وصل کردى، و او را سبب دستیابى به رضاى خود ساختى، و طاعتش را بر همه واجب نمودى، و از نافرمانیش بیم دادى، و به اطاعت دستوراتش، و باز ایستادن از نواهیش، و پیشى نجستن بر او، و واپس نماندن از حضرتش فرمان دادى، پس او پناه پناهندگان، و ملجأ اهل ایمان، و دستاویز چنگ زنندگان، و جمال جهانیان است. الها، ولىّ خود را به سپاس آنچه بر او انعام کردى الهام کن، و ما را نیز به شکر نعمت وجود رهبر برحق ملهم نما، و از نزد خویش قدرتى یارى دهنده به او ببخش، و درهاى کامیابى را سهل و آسان به رویش باز کن، و او را به قویترین تکیه گاه خود مدد ده، و او را پشت گرم ساز، و بازویش را توان بخش، و به نظر لطف و عنایت خود مراقبت کن، و به حفظ خویش حمایت نما، و او را به ملائکه خود یارى ده، و به نیرومندترین سپاهت مدد رسان، و کتاب و حدود و شرایعت و سنتهاى رسولت را

 

- که صلواتت بر او و آلش باد - به وسیله او بر پادار، و آنچه از علائم آئینت را که اهل تجاوز میرانده‏اند به وسیله او زنده کن، و از برکت وجودش زنگار ستم از طریقت خود پاک فرما، و ناهموارى را از جادّه خود برطرف کن، و به وسیله او آنان را که انحراف از راهت گزیده‏اند از سر راه بردار، و آنان را که قصد ایجاد کجى دارند از عرصه گاه حیات ریشه کن فرما، و دلش را در حق دوستانت نرم، و دستش را بر دشمنات گشوده ساز، و رأفت و رحمت و عطوفت و مهربانیش را به ما ارزانى دار، و ما را از گوش دهندگان و اطاعت کنندگان وى قرار ده، و در راه خشنودى حضرتش پوینده، و در یارى و دفاع از او مددکار قرار ده، و بدین ترتیب به حضرت تو و رسول بزرگوارت - که درودت بر او و آلش باد - تقرب جوئیم. الها، و بر دوستان ایشان درود فرست که به مقامشان اعتراف دارند، و پیرو راهشان هستند، و دنباله رو آثارشان، و چنگ زننده به دستاویزشان، و متمسّک به ولایتشان، و اقتدا کننده به امامتشان، و تسلیم امرشان، و کوشنده در فرمانبرداریشان، و منتظر حکومتشان، و چشم دوخته بر ایشانند، درودهاى پربرکت و پاکیزه و فزاینده‏اى که صبحگاهان و شامگاهان در رسند، و درود فرست بر ایشان و بر ارواحشان، و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور، و احوالشان را به سامان آر، و توبه آنان را قبول فرما، زیرا که تو بسى توبه پذیر و مهربان، و بهترین آمرزندگانى، و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان در کنار ایشان قرار ده، اى مهربانترین مهربانان. خداوندا، این روز عرفه روزى است که آن را شرافت و کرامت و عظمت دادى، سفره رحمتت را در آن گستردى، و با بخششت بر بندگان منّت نهادى، و عطایت را در آن فراوان نمودى، و به وسیله‏اش بر بندگان خود احسان کردى. بار الها، و من آن بنده‏اى هستم که قبل از آفریدنش و پس از خلقتش بر او انعام فرمودى، و او را از جمله کسانى قرار دادى که به آئین خود رهبرى نمودى، و براى اداى حقّ خویش توفیق دادى، و او را با ریسمان خویش نگاه داشتى، و در حزب خود وارد کردى، و به دوستدارى دوستانت، و دشمنى دشمنانت رهنمون شدى، و با این همه به او دستور دادى ولى اطاعت نکرد، و نهى فرمودى امّا باز نایستاد، و از نافرمانى خود بر حذرش داشتى ولى پس از امر تو به سوى نهیت شتافت، نه از باب دشمنى با تو، و نه از جهت گردنکشى در برابر تو، بلکه هواى نفس وى را به آنچه تواش از آن راندى و ترساندى کشاند، و دشمن تو و دشمن او وى را در این زمینه کمک داد، تا در عین معرفت به تهدید تو دست به گناه زد، در حالى که به عفوت امیدوار، و به گذشتت اعتماد داشت، با وجود آن همه محبت که در حقش فرمودى شایسته ترین بندگانت بود که دامن آلوده نکند. و اینک من در برابرت خوار و ذلیل و خاضع و خاشع و ترسان و معترف به گناهان بزرگى که بارش را بر دوش برداشته‏ام، و خطاهاى فراوانى که انجام داده‏ام ایستاده‏ام، و به عفوت پناه آورده‏ام، و به رحمتت ملتجى شده‏ام، و حتم دارم که امان دهنده‏اى مرا از تو امان نمىدهد، و باز دارنده‏اى مرا از تو باز نمىدارد، پس آنچه را بر معصیت کار مىپوشى به من عنایت کن، و عفوى که به تسلیم شونده به حضرتت مىبخشى بر من ببخش، و آمرزشى را که چون به شخص امیدوار مرحمت کنى در نظرت بزرگ نمىنماید بر من منّت بنه، و در این روز به من نصیبى مرحمت فرما که به سبب آن بهره‏اى از رضاى تو یابم، و از آنچه قسمت کوشندگان در عبادتت مىشود مرا تهیدست بر مگردان، و من گرچه اعمال صالحه‏اى که آنان پیش فرستاده‏اند پیش نفرستاده‏ام ولى توحید تو و نفى هر گونه شبه یا همتا یا همانند را از وجود مبارکت قبول کرده و از همان راهها که فرمان داده‏اى تا از آن به سویت آیند آمده‏ام، و تقرب جستم به تو با آن وسیله‏اى که کسى جز با تقرب به آن به قرب حضرتت نرسد، و به دنبال آن دل دادن به تو و خوارى و زارى در برابر و حسن ظن و اطمینان کامل به آنچه را نزد توست بدرقه کرده‏ام، و امید به تو را که کمتر امیدوارى با داشتن آن نومید مىشود ضمیمه آن نمودم، و همانند درخواست شخص کوچک خوار بینواى تهیدست ترسان پناه خواهنده از تو درخواست کردم، همراه با بیم و زارى و امان طلبى و پناه خواهى، نه از روى گردنکشى ناشى از کبر متکبران، و نه از روى بلند پروازى ناشى از خاطرجمعى فرمانبرداران، و نه از روى برترى جویى بر پایه شفاعت شفیعان، و من گذشته از این، کمترین کمتران، و خوارترین خواران، و همانند ذرّه یا کمتر از آنم. پس اى آن که در عقاب بدکاران عجله نمىکنى، و فراخى عیش مترفین را ناگهان نمىگیرى، و اى که از لغزش لغزندگان درمىگذرى، و به خطاکاران مهلت مىدهى، منم آن بدکار معترف، خطاکار لغزش دار، منم که از روى جرأت بر علیه تو قدم برداشتم، منم که از روى عمد نافرمانیت کردم، منم که کار زشت خود را از بندگانت

 

پوشانده و آشکارا به مخالفت با تو برخاستم، منم که از بندگان تو ترسیده و از حضرت تو ایمن گشتم، منم که از هیبت تو نهراسیده، و از خشمت نترسیدم، منم که در حق خود جنایت کردم، منم که در گرو بلاى خودم، منم که کم حیاام، منم که داراى گرفتارى فراوانم.

 

به حق آن که او را از خلق خود برگزیدى، و حضرتش را براى خود پسندیدى، به حق آن که از آفریدگانت اختیار فرمودى، و براى امر خود برگزیدى، به حق آن که طاعتش را به طاعت خود وصل کردى، و آن که نافرمانیش را همانند نافرمانى خود قلمداد کرده‏اى، به حق آن که دوستیش را به دوستى خود مقرون ساختى، و دشمنیش را به دشمنى خود مرتبط نمودى، مرا در این روز جامه‏اى بپوشان که بر آن کس مىپوشانى که از گناه خود به حضرتت زارى و عذرخواهى نموده، و در حال توبه پناهنده به آمرزشت شده، و مرا بدان سان که اهل طاعت و قرب و منزلت نزد خود را سرپرستى مىکنى سرپرستى کن، و خود به تنهایى آنچه را که به وفاکنندگان به عهدت و به تعب اندازندگان وجود خویش در راهت و خسته کنندگان خود جهت خوشنودیت مىدهى به من عطا کن، و مرا به تقصیر در حقّت، و تجاوز از مرز خوشنودیت، و پا فراگذاشتن از احکامت مجازات مکن، و با مهلت دادن به من غافلگیرم منما همچون غافلگیر ساختن کسى که خیرش را از من بازگیرد، و تو را در رسیدن نعمتهایش به من شریک نداند، و مرا از خواب غافلین، و خواب آلودگى مسرفین، و چرت به خود واگذاشتگان بیدار کن، و دلم را به مسیرى ببر که فرمانبرانت را به آن گماشته‏اى، و کوشش کنندگان در عرصه گاه عبادت را بر آن داشته‏اى، و مسامحه کاران را با آن نجات داده‏اى، و مرا از آنچه موجب دورى از تو شود، و میان من و بهره‏ام از تو حایل گردد، و از آنچه نزد تو مىجویم باز مىدارد پناه ده، و راه سلوک خیرات را به سوى خود، و پیشى گرفتن به آنها را بدان صورت که دستور داده‏اى، و رقابت در آنها را به نحوى که خواسته‏اى برایم هموار کن، و مرا در زمره سبک شمرندگان تهدیدهایت که آنها را ازمیان برمىدارى ازمیان برندار، و همراه با کسانى که در معرض دشمنیت قرار گرفته‏اند و هلاکشان مىکنى هلاک مکن، و در زمره منحرفین از راههایت که تباهشان مىکنى تباه مکن، و از گردابهاى فتنه رهائیم ده، و از گلوگاه بلاها نجاتم بخش، و از غافلگیر شدن در امانم بر، و بین من و دشمنى که به ضلالتم افکند، و هوسى که نابودم کند، و عیبى که از پایم اندازد فاصله شو، و از من روى مگردان آنگونه که رویگردان مىشوى از کسى که بعد از غضب بر او دیگر از وى خشنود نمىشوى، و از امید به خودت ناامیدم مکن به طورى که یأس از رحمتت بر من غالب گردد، و چندانم مرحمت مکن که طاقتش را نداشته باشم و از زیادى محبتت گرانبار گردم، و مرا از دست لطف رها مکن همچون رها کردن کسى که خیرى در او نبوده و تو را با او کارى نیست و راه برگشت ندارد، و مرا مانند کسى که از نظر التفاتت افتاده، و همچون کسى که رسوایى از سوى تو تمام وجودش را گرفته دور مینداز، بلکه از درافتادن درافتادگان، و هول و هراس گمراهان، و لغزش فریب خوردگان، و پرتگاه تباه شدگان حفظ فرما، و از آنچه گروه بندگان و کنیزانت را به آن دچار نموده‏اى سلامت بخش، و به مقامات کسى برسان که به او عنایت داشته و بر وى انعام نموده و از او خشنود گشته‏اى، و سعادتمند زنده‏اش داشته، و نیکبخت میرانده‏اى، و طوق پرهیز از موجبات بطلان حسنات و زوال برکات را به گردنم انداز، و نفرت از زشتى گناه، و رسوایى معصیت را در قلبم جاى ده، و مرا به برنامه‏اى که جز با کمک تو به آن نمىرسم سرگرم مساز تا از که غیر آن تو را از من راضى نمىکند باز مانم، و از سویداى قلبم عشق دنیاى دون را که مرا از آنچه نزد توست باز مىدارد، و از جستن وسیله به سوى تو مانع مىگردد، و از تحصیل مقام قرب به تو غافل مىنماید ریشه کن فرما، و خلوت راز و نیاز با خود را در شب و روز در نظرم بیاراى، و به من مقام عصمتى عنایت کن که به خشیت تو نزدیک، و از ارتکاب محرّمات تو جدایم سازد، و از اسارت گناهان کبیره رهائیم دهد، و مرا از آلودگى گناه پاک کن، و پلیدى خطاها را از من ببر، و لباس عافیت خود را بر من بپوشان، و رداى سلامتت را بر دوشم افکن، و خلعت نعمتهاى فراوان و کاملت را بر تنم کن، و احسان و نعمت خود را بر من پیاپى ساز و به توفیق و ارشادت تأییدم فرما، و بر نیت شایسته و کلام پسندیده و کار نیک یاریم ده، و به جاى حول و قوّه خودت مرا به حول و قوّه خودم وامگذار، و در آن روز که مرا براى لقاى خود برانگیزى خوار و ذلیلم مکن، و در برابر اولیاءت رسوایم منما، و یاد خود را از ذهنم مبر، و توان اداى شکرت را از من سلب مکن، بلکه زمانى که جاهلان بى خبر غافلانه نعمتهایت را فراموش کنند اداى شکر را ملازم من ساز، و توفیق ثنایت را به سبب

 

آنچه به من عطا نموده‏اى، و اعتراف به انچه را که ارزانیم داشته‏اى به من مرحمت کن، و رغبتم را به سویت بالاتر از رغبت دیگران، و ستایشم را در حقّت فوق ستایش دیگران قرار ده، و مرا به هنگام نیاز به خود دچار خذلان مکن، و به سزاى اعمالى که به پیشگاهت تقدیم داشته‏ام هلاکم منما، و آن گونه که دشمنان را از خود مىرانى مرا از خود مران، چرا که من سرسپرده توام، مىدانم که حجت توراست، و تو سزاوار به تفضّل، و خو کرده به احسان، و شایسته آنى که از تو پروا گیرند، و اهل و آمرزشى، و آگاهم که به عفو کردن سزاوارتر از عقاب کردنى، و به پرده پوشى از پرده درى نزدیکترى، پس زنده‏ام بدار به حیات پاکیزه‏اى که خواسته‏هایم را برآورده سازد، و همه آنچه را که دوست مىدارم فراهم آورد بدون آنکه ناپسند تواز من سرزند، و منهیات تو از من صادر شود، و مانند آن کسى بمیران که نور او از پیشاپیش و از جانب راستش روان مىگردد، و مرا در محضرت ذلیل، و در نزد بندگانت عزیز گردان، و چون به خلوت مناجات بنشینم خاشعم ساز، و در میان بندگانت رفعتم ده، و از آن که از من بى نیاز است بى نیازم کن، و بر فقر و تهیدستیم نسبت به حضرتت بیفزا، و از سرزنش دشمنان (دشمن شادى)، و رسیدن بلا، و خوارى و رنج پناهم ده، و درباره آنچه از زشتیهایم آگاهى مرا بپوشان به آنچه که مىپوشاند به آن کسى که به سختگیرى قدرت دارد ولى حلمش مانع است، و بر کیفر دادن تواناست اما شکیبایى مىکند، و چون در حق قومى فتنه یا بدى بخواهى پس مرا از باب اینکه در پوشش تو درآمده‏ام نجات ده، و چون مرا در دنیاى خود در موقف افتضاح بپا نداشتى به همان صورت در جهان آخرت در چنان موقفى بپامدار، و نعمت این جهان را برایم به نعمت آن جهان بپیوند، و فوائد دیرینه‏ات را با تازه‏هاى آن توأم ساز، و آنقدر مهلتم مده که در اثر آن به سنگدلى دچار شوم، و مرا دچار مصیبتى که به آبرویم لطمه زند مساز، و به فرومایگى که قدر و منزلتم را بکاهد، و عیبى که باعث گمنامیم شود دچار مکن، و آن چنانم مترسان که نومید شوم، و آن گونه بیمم مده که در برابر آن هراسناک گردم، چنان کن که وحشتم از تهدیدت، و پرهیزم از اتمام حجّتت و هشدارت، و بیمناکیم هنگام تلاوت آیاتت باشد، و شبم را به بیدارى براى عبادتت آباد ساز، و تنهاییم را براى شب زنده دارى، و مجرّد ماندنم را براى انس گرفتن با تو، و فرود آوردن حاجات به درگاه تو، و درخواست شدیدم از تو را براى آزادى از آتشت، و پناه دادن از عذابى که اهل جهنم گرفتار آنند قرار ده، و مرا مدت زمانى در طغیان و سرکشى سرگردان، و در گرداب نادانى بى خبر قرار مده، و مرا مایه پند پندگیران، و وسیله عبرت عبرت آموزان، و باعث گمراهى نظرکنندگان قرار مده، و مرا در جرگه آنان که گرفتار مکرت شده‏اند میاور، و دیگرى را به جاى من انتخاب مکن، و نامم را از دفتر اهل سعادت تغییر مده، و بدنم را دچار بلا مکن، و مرا مضحکه بندگانت و مسخره خود مساز، و جز تابع رضاى خود مگردان، و جز به انتقام گرفتن از دشمنات خدمتى به عهده من مگذار، و از لذت عفو و شیرینى رحمت و رَوح و ریحان و بهشت نعیمت کامیابم کن، و مزه دل پرداختن به آنچه را که به آن علاقه دارى به سبب غناى بى پایانت، و کوشش براى تقرّب جستن به حضرتت را به من بچشان، و ارمغانى از ارمغانهایت را نصیب من فرما، و تجارتم را سودمند، و بازگشتم را بى خسارت گردان، و مرا از مقام خود بیمناک، و به لقایت مشتاق فرما، و به توبه‏اى خالص توفیق ده که هیچ گناه کوچک و بزرگ و ظاهر و باطنى را با آن باقى نگذارى، و دشمنى مؤمنان را از دلم برکن، و قلبم را بر خاشعان مهربان ساز، و با من آنچنان باش که با شایستگان هستى، و به زینت پرهیزکارانم بیاراى، و برایم یاد خوبى در میان بازماندگان، و آوازه روزافزونى در میان آیندگان قرار ده، و در جایگاه پیشتازانم برآور، و گشایش نعمتت را بر من کامل کن، و کرامتهایش را برایم پیاپى فرما، دست خالیم را از فوائد خود پرکن، و موهبتهاى گرانقدرت را به سویم فرست، و مرا همسایه اولیاء طاهرینت در بهشتى که براى برگزیدگانت آراسته‏اى قرار ده، و رداى عطایاى بزرگت را در مقاماتى که براى عاشقانت فراهم ساخته‏اى بر من بپوشان، و برایم در آستان خود جایگاهى قرار ده که با دل آرام در آن بیارامم، و منزلى که در آن سکونت گزینم، و به آن دیده روشن کنم، و مرا با گناهان بزرگ مقایسه مکن، و در آن روزى که اسرار برملا شود هلاکم مکن، و هر شک و تردیدى را از قلبم بشوى، و از هر رحمتى برایم طریقى به حق باز کن، و بهره‏هاى مواهبم را از عطایاى خود سرشار فرما، و نصیبهاى احسان را از انعامت بر من فراوان ساز، و دلم را به رحمتت مطمئن کن، و همّتم را یکجا به کار خودت متوجه ساز، و مرا به کارى بگمار که عباد خاص خود را به ان

 مىگمارى، و به هنگام غفلت و پریشانى خردها طاعت خود را با قلبم درآمیز، و توانگرى و پاکدامنى و راحت و سلامتى و تندرستى و گشایش در زندگى و آرامش و عافیت را برایم فراهم نما، و خوبیهایم را به سبب گناهى که با آن مىآمیزد، و خلوتهایم را به مفاسدى که از آزمایشت پیش آید تباه مکن، و آبرویم را از روانداختن به هریک از جهانیان نگاه دار، و از طلبیدن آنچه نزد فاسقان است بازم دار، و مرا پشتیبان ظالمان، و یاور و دستیارشان در از بین بردن کتابت مساز، و از آنجا که خود آگاه نیستم چنانم نگهبان باش که به آن محفوظم بدارى، و درهاى توبه و رحمت و مهربانى و روزى فراخت را به رویم بگشا، که من از رغبت کنندگان به سوى توام، و انعامت را درباره‏ام کامل ساز که تو بهترین نعمت دهندگانى، و باقیمانده عمرم را در جهت خشنودیت در حج و عمره قرار ده، اى پروردگار جهانیان، و درود خدا بر محمد و آل او که پاکیزگان و پاکانند، و سلام جاودانه بر او و بر ایشان باد.','دعاى آن حضرت در روز عرفه

 

/ 0 نظر / 9 بازدید